تصور

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است

اگر برخيزيم

اینک که‌ اعدام در کمین است، به‌ ستیز با آن برخیزیم.
من اگر برخیزم ،تو اگر برخیزی ،همه برمی خیزند …..
وعده‌ی ما دوشنبه‌ اول مرداد ۸۶ با بستن مغازه و بازار؛پشتیبانی خود را از آزادی»عدنان و هیوا «اعلام کنیم …. (از همه‌ی سایت و وبلاگ نویسان خواهانیم که لینک این مطلب را برای خوانندگانشان بگذارند. و ما را در امر خطیر اطلاع رسانی برای آزادی زندانیان سیاسی عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار یاری نمائید.)‌
Advertisements

3 دیدگاه»

  شیخ حقگو wrote @

تا کنون چهره زیبایتان را زیارت نکرده بودیم انشاا… بزودی.
نا لوتی چرا زودتر خبرمون نکردی

  faryadehaghtalabi wrote @

حضور محترم جناب فرید
با سلام و تقدیم احترام
به استحضار می رساند که قرار است شورای مرکزی تشکّل فریاد حق طلبی در رابطه با اهداف، برنامه ها و آینده تشکّل تصمیم گیری نماید. برای این منظور آگاهی از نظرات تمامی اعضا ضروری می باشند بدینوسیله از شما تقاضا می شود به سئوالات زیر پاسخ دهید.
1- اهداف تشکّل فریاد حق طلبی از نظر شما چه باید باشد؟
2- برای رسیدن به اهداف فوق انجام چه اصلاحاتی را ضروری می دانید؟
3- چه راهکارهایی را برای انجام اصلاحات فوق پیشنهاد می کنید؟
برای دیدن پاسخ اعضای تشکّل فریاد حق طلبی به سئوالات فوق به وبلاگ نظر خواهی به نشانی http://faryadehaghtalabi00.blogfa.com
مراجعه نمائید.
با تشکر – سید محسن قائمی

  faryadehaghtalabi wrote @

درسهایی از نهضت ملّی نفت از کتاب تاجی بر تارک تاریخ معاصر نوشته دکتر علی اکبر نقی پور
در سال 1328 دولت و دربار شاهنشاهی می خواستند در انتخابات دوره 16 مجلس شورای ملّی اعمال نفوذ کرده و از این طریق نمایندگانی به مجلس بفرستند که طرفدار دربار و انگلستان باشند که دکتر مصدق به همراه یارانش در مقابل آنها ایستاد(ادامه داستان را از کتاب تاجی بر تارک تاریخ معاصر – صفحه 105 مطالعه نمائید)

«ساعد که از تصویب نشدن قرارداد الحاقی سرخورده شده بود با شتاب به فراهم کردن مقدّمات انتخابات پرداخت.
او امید وار بود به کمک دربار و نفوذ دولت مجلس دوره 16 را از نمایندگان طرفدار دربار و انگلیس و دولت ارتجاعی پر کند و آن لایحه را از تصویب مجلس بگذراند و در مقابل آزادیخواهان به رهبری دکتر مصدق که طعم پیروزی را در عاطل گذاشتن قرار داد الحاقی چشیده بودند خود را برای مقابله با اعمال نفوذ دولت و دربار در امر انتخابات آماده کردند، کار به مردم و مطبوعات کشیده شد و صف آرایی دو طرف هر روز آشکارتر و شدید تر می شد.
در تاریخ 18/7/1328 نمایندگان مطبوعات برای جلوگیری از مداخلات آشکار دولت در امر انتخابات در منزل دکتر مصدق جمع شدند و یک کمیسیون هفت نفری از مدیران روزنامه ها خواستار آزادی انتخابات تشکیل دادند.
کمیسیون تصمیم گرفت به عنوان اعتراض به انتخابات فرمایشی دولت در کاخ سلطنتی تحصّن اختیار کنند و روز جمعه 22/7/1328 را برای این حرکت اعلام کردند و به دکتر مصدق اختیار دادند در این باره اقدام کند او هم در اعلامیه ای با مضمون زیر از مردم کمک خواست:
«ما تصمیم گرفته ایم که روز جمعه 22 مهر ماه دو ساعت قبل از ظهر در جلوی سردر سنگی اعلیحضرت حاضر شویم، ای مردم در آنجا ما را تنها و بیکس نگذارید»
با این دعوت دکتر مصدق جمع کثیری که تعدادشان را تا ده هزار نفر هم نوشته اند در خیابان کاخ گرد آمدند و در حالی که دکتر مصدق در پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد به سردر سنگی رسیدند، در مقابل در ورودی دکتر مصدق نامه اعتراضی که تهیه شده بود ارائه داد و به علّت کثرت جمعیت از طرف دربار به آنها پیشنهاد کردند که عده ای نماینده انتخاب کنند تا وارد دربار شوند و 20 نفر در آن اجتماع عظیم از میان جمعیت گزیده شدند.
ادامه دارد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: