تصور

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است

بایگانیِ مارس, 2008

Hossein Estiri & Saeed arab-Mesle Baroon

این کلیپ فوق العاده است حتما ببینیدش

Advertisements

رومینا گشتاسبی

به نقل از ROBO II

سایت «خبری» بسیار «موثق»

در لینکهای تشریک شده حسن خان آی‌تی لینک صبح نیوز رو دیدم در مورد زن 32 ساله ایرانی که بدون لباس روی جلد مجله‌ی زرد اسپانیایی اینترویو ظاهر شده‌است.
این عبارات رو که از متن صبح‌نیوز هست رو ببینید:
«خشم ایرانیان جهان»… «بورسیه دولتی» «دختر فاسد» «تجارت تربیت شده در خانواده‌اش» «بسیاری از ایرانیهای مقیم خارج…» «حرکت وی… تخریب شخصیت مردم ایران»نکته اول: این خانم رومینا گشتاسبی اولین زن ایرانی‌الاصل نیست و مجلات اسپانیایی اشتباه میکنند. اولین زن جهان هم نیست که مدل میشود.
نکته دوم: سایت خبری موثق یعنی سایتی که میتواند میزان خشم ایرانیان جهان را اندازه‌گیری بکند.
نکته سوم: بورسیه دولتی زمان خاتمی همه را فاسد کرده‌است. (تازه از کجا معلوم این بابا بورسیه دارد؟ مگر آدم 32 ساله چه میخوانده که هنوز درسش تمام نشده؟)
نکته چهارم: صبح نیوز خانواده این آدم را از کجا شناخت؟ اگر بورسیه داشته که حتما تحقیق مفصلی شده که بورسیه گرفته! نه؟
نکته پنجم: اگر شخصیت مردم ایران با لخت شدن یک زن تخریب میشود، من قول میدم هر شب آدمهای زیادی در ایران و خارج ایران لخت میشوند!

لینک همان سایت و عکس رومینا گشتاسبی البته بدون فیلتر

Lindsay Lohan

ورژن جدید سردار زارعی:دبیر ستاد انتخابات استان قزوین دستگیر شد!

قبلا در بالاترین خواندیم که چگونه نایب رییس اصولگرای مجلس هفتم که در حال حذف بود به عنوان نفر اول انتخابات قزوین معرفی شد حالا اینجارو بخونید که: قرار اطلاع، علی شیرازی مدیرکل اموراجتماعی و انتخابات استانداری قزوین به اتهام مسایل غیر اخلاقی دستگیر شده است.به گزارش واصله، دوشنبه شب (بیست وهفتم اسفند)، واحد گشت نیروی انتظامی حین گشت زنی در ابتدای جاده اسماعیل آباد به یک دستگاه اتومبیل پژو دارای دو نفر سرنشین زن و مرد که در پشت ساختمان صدا و سیما متوقف بود مشکوک شده و هنگامی که برای بررسی موضوع به اتومبیل مذکور نزدیک می شود، راننده پژو که متوجه حضور ماموران نیروی انتظامی شده بود با روشن کردن اتومبیل، اقدام به فرار مي‌كند.

لینکهای مرتبط با این موضوع

لینک 1

لینک 2  

لینک 3 

کلیپ نگاه بسیار زیبا یک آمریکایی به ایران

هفت تیر ۷tir.com دامون لینچ یک آمریکایی صلح دوست است که به ایران و ایرانیان عشق می ورزد. او برای شناخت و معرفی مردم و کشور ایران به وطن ما سفر کرده و مدتهاست که از خوبی ها و زیبایی های طبیعی و فرهنگی و اجتماعی ایران و ایرانیان می نویسد. دامون لینچ مدتهاست که بی وقفه و بی هیچ توقعی از کسی و بی هیچ چشمداشتی مالی و دنیوی برای برقراری صلح و دوستی میان دو ملت ایران و آمریکا می کوشد. او این اسلاید شو را نیز به ابتکار خودش ساخته و به مردم ایران تقدیم کرده است . به لطف او تاکنون چندین هزار نفر از مردم سراسر جهان این چهره زیبا و عاطفی را از ایران دیده اند. روی دکمه “پلی” کلیک کنید تا اسلاید را ببینید و از شنیدن آهنگ دلنشین و عاشقانه آن لذت ببرید. برای تشکر از این مرد شریف می توانید برایش در وبلاگش به زبان انگلیسی پیغام بگذارید. برای رفتن به وبلاگ دامون لینچ اینجا کلیک کنیدمشاهده کلیپ زیبای ایران ( بزارید کامل لود بشه و بعد در یک فضای ارام از شنیدن موسیقی فوق العاده زیبا و آرامش بخش آن به همراه تماشای عکس ها لذت ببرید )

زدبازی

 به نقل از وبلاگ روز هفتم

زدبازی


گروه رپ ایرانی زدبازی یکی از مخفی ترین گروه های زیر زمینی ایرانیه که توی دو سال گذشته از راه اینترنت بین بچه ها طرفداران افراطی پیدا کرده. هویت بچه ها کاملا مخفی هستش و حتی هیچ عکسی ازشون دیده نشده.

زدبازی (سهراب) وارد می شود

رپ بچه ها نه تنها خوب روی ریتم می شینه بلکه زبون روزمره شون ( که فحش هم شاملش می شه) نقطه نورانی آهنگهاشونه. برخلاف خیلی ها که زندگی واقعیشون با حرفهاشون فرق می کنه، بین آهنگهای زدبازی و زندگیشون فاصله ای نیست. بچه ها از زندگی حاشیه ای تهران و لندن حرف می زنن ( اوخ اوخ لوشون دادم).

بالاخره بعد از یکی دو ماه تلفن بازی و قایم موشک بازی ، زدبازی راضی شد که اولین مصاحبه رسمیشو با بی بی سی انچام بده .این گفتگو در خونه یکی از بچه ها و موقع ضبط جدیدترین آهنگشون » بی حس » انجام شده.

سهراب، سیاوش معروف به sijal که یکی دیگه از بچه ها ی گروه و سامان موقع ضبط در لندن.

– من سامان ويلسون ( Wilson ) هستم.
– مهراد هيدن ( Hidden )
– سهراب ام-جی ( MJ ) هستم.
(سیاوش sijal در فرانسه دانشجو هستش و از بچگی با زدبازی رفیق شده و صداش تو آهنگها شنیده می شه ولی موقع این مصاحبه تو اتاق نبود !)

شما توی لندن درس می خونين؟

بعضی هامون آره، بعضی هامون نه! کنارش کار هم می کنيم.

آهنگ های زدبازی رو کجا ضبط کردين؟

مهراد: آهنگ ها خونه من ضبط شده به جز بعضی از اونها که از موسيقی امينم ( Eminem ) استفاده شده.

 

چرا اسم های مستعار انتخاب کردين و معنی اونها چيه؟

سامان (ويلسون): اين مسئله از دبيرستان شروع شد. من با يکی از رفيقام به نام ممد ( محمد ) خيلی با هم جور بوديم. اون موهاش و قيافش شبيه بارت سيمپسون ( Bart Simpson ) بود. همه اين رو سوژه می کردن و ما هم انقدر با هم جور بوديم که تصميم گرفتيم دوتايی بشيم «ويلسون» ( به جای سیمپسون )

جريان «هيدن» چيه؟

مهراد: جريان خاصی نداره!

چرا اسم های فارسی انتخاب نکردين!؟ می خواستين ما رو حرص بدين؟ مثلاً جريان «ام-جی» چيه؟

سهراب: ام-جی مخفف کلمات Master Joint هستش! از اونجايی هم که خيلی ها می دونن من «سلطان دود» هستم این اسم رو انتخاب کردم. اسم ها رو هم خارجی انتخاب کرديم چون خارج از ايران هستيم ديگه!

 

شعر آهنگ ها رو خودتون تک تک می نويسين؟

مهراد: آره. خيلی ها فکر می کنن يک نفر از ما شعرها رو ميگه. اما هر کدوم از ما هز قسمتی رو که قراره بخونه، خودش شعرش رو هم میگه.

ايده آهنگ «خليج فارس» مال کی بوده؟

سامان: ايده من بوده. اما دوباره هر کسی شعر قسمت خودش رو گفته.

مهراد: ما اصولاً برای آهنگ ها اسم نمی ذاريم و اينها اسم هايی هستن که برای خودمون درست کرديم.

سهراب: اين آهنگ ربطی به خليج فارس نداره. فقط چون من توش ميگم «زدبازی يدونست از خزر تا خليج فارس» بهش می گیم «خلیج فارس». البته منظورم اينه که تو کل ايران ما یدونه ( تک ) هستيم!

 

يکی از خصوصيت های رپ ايرانی «رجز خونی» هست. جريان اين چيه؟

سامان: رجز خونی کلاً قسمتی از موسيقی رپه. فرقی هم نداره ايرانی باشه يا خارجی. هر کسی توی اين بازی سعی می کنه بگه که بهترينه. ما هم باور داريم که بهترينيم و هميشه اينو ميگيم.

سهراب: رجز خونی اخطاری هست قبل از اينکه اتفاق بدی صورت بگيره. البته می تونه دروغ يا يه دستی هم باشه. ولی مال ما راست بوده!

مهراد: ما هيچ وقت نقشه نمی کشيم که چی بخونيم. اکثراً «زدبازی» عقيده های خودمونه و حرف هايی هست که خودمون دوست داريم بگيم. از روزی هم که شروع کرديم فقط برای خودمون می خونيم.

پس چرا آهنگ هاتون رو می ذارين روی اينترنت؟

سهراب: که بقيه هم گوش کنن!

مهراد: ما آهنگ رو روی اينترنت نذاشتيم!

سامان: قرار نبود از اول آهنگی روی اينترنت بره. روزی که اين موضوع رو به خود من گفتن کلی تعجب کرده بودم!

 

«زدبازی» چطور شروع شد؟

مهراد: اول هر کسی توی برنامه خودش بود. من با سامان، در تهران توی دبيرستان آشنا شدم. اون موقع سامان شروع کرد به زبان فارسی متن آهنگ گفتن و بعد از يه مدت چند تا شعر روی آهنگ های ( ۵۰Cent ) خونديم که خيلی جالب شد. بعد از يک مدت «زدبازی-۱» رو بيرون داديم که روی آهنگ های ( D12 ) خونده بوديم. اين آلبوم بود که توی اينترنت رفت و کلی دانلود شد.

سامان: ما اصلاً به خاطر دانلود و اين چيزا کار نمی کنيم. چون دوست داريم اين کار رو انجام می ديم و دانلود يک نوع آزمايشه تا بفهميم از آهنگ هامون چقدر استقبال ميشه.

گروه سنی شما چيه؟

سامان: تازه دارم ميشم ۲۱ ساله.

مهراد: من تازه دارم ميشم ۲۲.

سهراب: من تازه شدم ۲۰ ساله!

جريان اين نسل و گروه سنی شما چيه؟ چون رپ ايرانی توی همين گروه سنی شما به وجود اومد.

مهراد: سبک اصلی من راک بود و ساز اصليمم پيانو! ما هر کدوم سبک های خودمون رو داشتيم اما وقتی به هم رسيديم تصميم گرفتيم تا اين سبک موسيقی رو ادامه بديم.

 

معنی «زدبازی» چيه و از کجا ريشه گرفته؟

سامان: سال اولی که من به انگلستان اومدم زندگی سختی داشتم. اون موقع من بودم و يکی از رفيقام به نام سهراب (البته نه سهراب خودمون!) توی اون يه سال من و سهراب انقدر با هم بوديم که جريان زاخار (به معنی رفيق) پيش اومد. ما هر دفعه حال نداشتيم که اين کلمه رو بگيم و به جاش می گفتيم «زد». مثلاً می گفتيم «چطوری زد؟»، «کجايی زد؟» خلاصه «زد بازی» بين من و اين رفيقم بود.

شما اولين گروهی بودين که فحش رو توی آهنگ های رپ ايرانی آوردين. چطور شد که اين کار رو کردين؟

مهراد: فحش جزو فرهنگ موسيقی رپه! وقتی شما با کسی دعوات ميشه ديگه بر نميگردی بگی «بی ادب چرا اين کار رو ميکنی؟ ديگه دوستت ندارم» !!! اينجوری که نميشه! فحش يک جور رو راست بودنه. به نظر من همه بايد ياد بگيرن که خودشون باشن.

سهراب: من خودم اينکاره هستم! به نظر من فحش در ايران فقط توی محيط خانواده بده! ولی هر کسی توی محيط مدرسه بره و ببينه، متوجه ميشه که فحش مثل نقل و نبات از دهن بچه ها مياد بيرون و کسی براش مهم نيست و ديگه اون زشتی قرن پيش رو هم از دست ميده. جدا از فرهنگ رپ غربی، توی فرهنگ خود ما، «ايرج ميرزا» توی شعرهاش خيلی حرفهای رکيکی می زد و فحش می داد. پس نشون می ده فحش توی ادبيات ما با وجود اينکه زشته و همه جا نبايد به کار برده بشه، وقتی با هنر آميخته بشه جلوه بهتری پيدا بکنه.

سامان: رپ اصلاً درباره صحبت عاميانه است. يعنی همون صحبت هايی که تو روز آدم با دوستاش می کنه و فحش یک قسمت از اونه!

بچه ها در کل چند تا آهنگ با هم ضبط کردين؟

سامان: دقيق نمی دونم. تقريباً ۱۰ تا آهنگ اومده بيرون. چند تا هم ضبط کرديم که توی اينترنت نيست.

 

شما با هم چطور آشنا شدين؟

سامان: من و مهراد هم کلاسی بوديم. با سهراب هم توی يک مهمونی آشنا شديم.

شاهکار بينش پژوه

شاهکار بينش پژوه، متولد ۲۲ آذر ۱۳۵۱ تهران، ليسانس جغرافيای اقتصادی، فوق ليسانس جغرافيای سياسی و دکترای برنامه ريزی شهری، که همه از دانشگاه های تهران هستند.

« احتمالا استاد دانشگاه در هيچ کجا رپر نيست»

امین بزرگمهر

شاهکار بينش پژوه، خواننده، شاعرو نويسنده ی ايرانی است که تاکنون از وی چند آلبوم موسيقی و کتاب منتشر شده است. او که متولد ۱۳۵۱ در تهران است، ۱۱ سال است که به طور حرفه ای به کار موسيقی در کنار ديگر کارهايش پرداخته است.

علاوه بر چند آلبوم موسيقی که با صدای خودش منتشر شده ،اشعارش را خواننده های ديگری نظير علی رضا عصار، آرش و شماعی زاده نيز خوانده اند.

امين بزرگمهر از راديو فردا گفت و گويی دارد با آقای بينش پژوه.

لطف می کنی خودت را يک کمی بيشترمعرفی کنی؟

شاهکار بينش پژوه، متولد ۲۲ آذر ۱۳۵۱ تهران، ليسانس جغرافيای اقتصادی، فوق ليسانس جغرافيای سياسی و دکترای برنامه ريزی شهری، که همه از دانشگاه های تهران هستند.

چی شد که از دکترای برنامه ريزی شهری به کار موسيقی کشيده شدی؟

اين دو هميشه با هم توامان بود، يعنی تحصيلات آکادميک غير موسيقيايی با موسيقی، من اولين کار حرفه ای موسيقيم در سن ۱۷-۱۸ سالگی بود.

اولين کار موسيقی حرفه ايت چی بود؟

به عنوان نوازنده درام شورع کردم که به غلط به آن تو ايران گفته می شه جاز. اولين آلبومی با کلامی که خوندم بر می گرده به ۱۱ سال پيش، با عنوان بانوی شرقی با آهنگ سازی و شعرهای خودم.

بعضی ها می گن کارهات با هم خيلی فرق دارند، بعضی از کار  خيلی جديند بعضی ها شون نه ، اصولا بر چه اساسی کارمی کنی؟

هر آرتيستی وجوه مختلفی در زندگی داره، توامانی از غم ها و شادی ها زندگی ما روتشکيل می ده. به همين خاطر می تونند ژانرهای هنری با هم در زندگی آدم تاثير بگذارند.خوشبختانه يا نه! هرمدلی را که دوست داشتم برگزيده ام و تن در نداده ام به جبر زمانه يا به جبر سبکی که برام توليد شده يا خودم توليدش کردم. از سبک آلبوم قبلی خودم هيچ وقت پيروی نکردم. به اين علت که گاهی فکر می کنم لازمه با منظر طنز به نقد اجتماعی و سياسی بپردازيم و گاه جدی- و تو امانی از اين دو شايد بتونه پيام ما را به گوش شنونده برسونه.

 

مبنا و هدفت از نوشتن آلبوم اسکناس چی بود؟

عرصه ی نقد عرصه ای که بين مردم ما برتابيده نمی شه و قبولش نمی کنند. نقد بايد در خودش طنزی داشته باشه تا جا بيفته و به شما بر نخوره. وگرنه همه به خودشون می گيرند.برای همين فکر کردم طنز رو چاشنی نقد بکنم تا بتونم آنرا منتقل بکنم به گوش شنونده.

چه سازهايی می زنی؟

ساز تخصصيم درامه و تا حدی هم پرکاشن می زنم و گيتار

چه کتاب هايی  تا حالا  منتشر کردی؟

تا حالا ۵-۶ تا کتاب منتشر کرده ام. کافه نادری مجموعه ای از ترانه هامه که تا حالا به چاپ ششم و هفتم هم رسيده. دست هايت را دوست می دارم، اولين مجموعه ای بود که منتشر کردم، مجموعه ی اشعار سفيدمه. کتابی به نام آقای نخست وزير-ترجمه ی اشعار برتولت برشت ابديت يک بوسه،بهترين شعرهای پابلو نرودا، شاعر آزاده ی شيليايی.من سياسی نيستم، مجموعه ی شعر سفيدمه وبی شعورستان،مجموعه ی ترانه های من که متاسفانه دو کتاب آخر اجازه اتنشار نيافته اند.کتاب conversation with Kafka France را تا نيمه ادامه دادم. کتابی از مجموعه بهترين شعرای امريکايی  با عنوان تبار انسان که نقد اجتماعی بود و اجازه انتشار نيافت.حدود ۲ سال است که دست به انتشار نبرده ام و ديگر ميلی هم به انتشار ندارم.

از ميان کار های مختلفی که می کنی  کدوم بيشتر سر شوقت می ياره و به کدوم بيشتر علاقه داری؟

با خودم که تنها می شم گمان می کنم ادبيات تنها حرفه  منه و ساير وجوه به عنوان تفريحی در کنار اين محسوب می شه. پس من ادبيات را از ميان همه ی انها بر می گزينم.

به چند زبان می تونی حرف بزنی؟

من لهجه های ديگر را خوب می شناسم. و اگرنه برای کار ترجمه فقط زبان انگليسی بلدم. اما چون لهجه های اسپانيايی و ايتاليايی را خوب می دانم زمانی که به اين زبان ها ترانه می خوانم به نظر می ياد که به اين زبان ها تکلم می کنم.

آلبوم اعلی حضرت يا ادبياتی ديگر در چه موردی و چرا طول کشيد؟

کلا ۲۳ ترانه بود، يعنی در ابتدت ۸ ترانه بود که مجوز نگرفت و ما ترانه ها را تغيير داديم که در مجموع ۲۳ ترانه شد که نهايتا به ۶ ترانه ی آن مجوز داده شد. عنوانش هم مجوز نگرفت و تغيير کرد به ادبياتی ديگر.  و محتواش هم از نقد اجتماعی تبديل شد به اشعار عاشقانه يا بهتر بگم ضد عاشقانه.بخشی از آلبوم که دلم براش می تپيد تا مردم بشنوند متاسفانه هرگز منتشر نشد.

تو در چه زمينه ای با دی جی اليگتور و آرش همکاری داشتی؟

همکاری من با آرش و علی- برمی گرده  به يک و نيم يا دو سال پيش، کليه اشعار آلبوم جديد آرش ماله منه که هيچ کدام را هيچ کس تا حالا نشنيده، شعرها ماله منه آهنگ ها ماله آرش. پيش بينی ميشه ۷-۸ ماه ديگه به بازار بياد.

با شماعی زاده چه همکاری داشتی؟

يه تک آهنگ براشون نوشتم. اصولا مدلی که من می نويسم به مدل «شش و هشت» امروزی نمی خوره، مدل رِنگی بر من نمی تابه(خنده)

يک سوالی که خيلی ها دارند اينه که چرا همش با لباس های رسمی ظاهر می شی؟

تعارض متاسفانه از اين حيث وجود داره، که احتمالا استاد دانشگاه در هيچ کجا رپر نيست. حالا ما بعد از ۲۴-۲۵ سال درس خواندن به رپ روی آورده ايم. به خاطر همين يک استاد دانشگاه اگر جين پاره بپوشه کسی تو کلاس حرفش رو گوش نمی کنه!ضمن اينکه من خودم بسيار لباس رسمی را دوست دارم، احتمالا سبک موسيقيم را بايد عوض کنم برای اينکه حق دارند آدما رپر را با شلوار جين پاره و گردنبندهای ۱۷-۱۸ کيليويی ببينند!

جريان سيگار برگ چيه؟

يه پيشنهادی بود که اين به عنوان نمادی از aristocracy يا اشراف زدگيه، که ما در آلبوم اسکناس به آن پرداخته ايم.